من یک الاف نیستمو خداوند اینترنت را آفرید.... و بعد الاف به وجود آمد.... |
||
آیا میدانید یک نوع سمندر در آفریقای جنوبی زندگی میکند که تحمل 16 هزار ولت برق با فرکانس 50 هرتز را دارد و در این حالت بدنش تنها نوری معادل یک لامپ 70 وات تولید میکند ؟ !
راهروی بیمارستان – روز – داخلی - مردی جوان در راهروی بیمارستان ایستاده، نگران و مضطرب. در انتهای کادر در بزرگی دیده می شود با تابلوی "اتاق عمل".چند لحظه بعد در اتاق باز و دکتر جراح – با لباس سبز رنگ – از آن خارج می شود. مرد نفسش را در سینه حبس می کند. دکتر به سمت او می رود. مرد با چهره ای آشفته به او نگاه می کند... دکتر: واقعاً متاسفم، ما تمام تلاش خودمون رو کردیم تا همسرتون رو نجات بدیم. اما به علت شدت ضربه نخاع قطع شده و همسرتون برای همیشه فلج شده. ما ناچار شدیم هر دو پا رو قطع کنیم، چشم چپ رو هم تخلیه کردیم... باید تا آخر عمر ازش پرستاری کنی، با لوله مخصوص بهش غذا بدی، روی تخت جابجاش کنی، حمومش کنی، زیرش رو تمیز کنی و باهاش صحبت کنی... اون حتی نمی تونه حرف بزنه، چون حنجره اش آسیب دیده...با شنیدن صحبت های دکتر به تدریج بدن مرد شل می شود، به دیوار تکیه می دهد. سرش گیج می رود و چشمانش سیاهی می رود. با دیدن این عکس العمل، دکتر لبخندی می زند و دستش را روی شانه مرد می گذارد و می گوید:
هه هه! شوخی کردم... زنت همون اولش مُرد.
با سلام علیکم و با عرض قبولی روزه ها به شما
این جناب ا.ه.ر ملقب به مهندس کاسپر امروز توسط یکی از اراذل اوباش و بو باش مطلع گردیدم که جواب کنکور کارشناسی رو زدن تو سایت ، من هم همانند هر سال compelet بیخیال بودم که مجاز نمیشم
تفریحی رفتم تو سایت سنجش ، تشکیلاتمو وارد کردم تو جاهای خالی ، یهو دیدم یه صفحه باز شد که اینگونه نوشته شده بود
باسمه تعالی
آقای ا.ه.ر بدینوسیله از طرف تمامی کارکنان سازمان سنجش و از طرف ریاست جمهوری از از زحمات بیدریغ و خستگی ناپذیر شما در جهت ارتقاء و پیشرفت سطح علمی خود و قبولی در کنکور کارشناسی سال همت و مضاعف 89 تشکر و سپاسگزاری مینماییم.
شما موفق شدید با رتبه 1700 ..ون دوستان خود و علی الخصوص ..ون بعضی از دوستان صمیمی خود را بسوزانید
با امید پیروزی و سربلندی تمامی کوماندوها و سربازان شریف ملت ایران
جمعی از کله گنده ها و رئیس سازمان سنجش و مردمان داخل و خارج از کشور
آخر مرداد 1389
پ.ن: ( اراذل اوباش و بو باش ، یه تیکه ترکیه که عمرا بتونم توضیح بدم )
یادداشت یکی دیگر از دانشجویان مرکز تحصیلات تکمیلی علوم پایه درباره حادثه دردناک امروز
یک شهریور 1389 بود.روز بزرگداشت ابوعلی سینا بود.روز پزشک بود. مصادف با روز تولد پدر بود. عجب روزی بود. اما روز خوبی نبود. 9 صبح بود. زنجان سرکار بود. زنجان خواب بود. راه بود. دانشگاه بود. ولی بسته بود. جلوی در دانشگاه سرباز بود. دور دانشگاه دیوار نبود. درخت بود. لای درختها سرباز بود. لای سربازها...ا
اونور تو حیات علوم پایه، جمعی آدم بود. دانشجو بود. استاد بود. عکاس بود. فیلمبردار بود. استاندار بود. محافظ بود. سرباز بود. گمنام بود. ناپدری بود. اما پدر نبود. دل خیلی ها، پر بود . مغز خیلی ها خالی بود. دست دلهای پر، عکس پدر بود. دست مغزهای خالی بیسیم و تفنگ بود. جلوی در سالن پر از دانشجو بود. جلوی دانشجوها پر از آدم بود. جلوی آدما پر از دانشجو. کلی حرف بود. کلی گوش بود. کلی دل بود. کلی فکر بود.ا
یکی دو ساعت گذشته بود. دیگه حرفی نبود. اما زور بود. مشت و لگد بود . بی ناموسی بود. در باز نبود. شیشه اش شکسته بود. شیشه با ستون بود. راه اونور از زیر ستون بود. خفت و خواری بود. گریه و زاری بود.ا
یک ساعت دیگه هم گذشته بود. تو حیات جمعی آدم بود. آفتاب بود . گرم بود. فکر بود. امید بود. ناامیدی بود. در باز بود. کسی جلوی در ننشسته بود. ولی کسی اونور در نبود. جمع منتظر بود. در پشتی هم بود. ناگهان از پشت دیوار قطاری از آدم پیدا بود. واگن هاش خالی بود. این طرف موجی از انسان بود. موجی از صدا بود . فریاد بود. نام پدر بر سر زبان ها بود. آن طرف فرار بود. شرم بود. ریا بود.ا
یک ساعت دیگر گذشته بود. اتاق پدر خالی بود. اتاق فرزندانش پر بود. فکر بود. تصمیم بود. فکر بود . تصمیم بود . فکر بود. تصمیم بود...ا
حالا دیگر سرباز نبود. راه باز بود. حالا فقط فکر بود. فکر بود . فکر بود. شاید زنجان هم دیگر بیدار شده بود. شاید هم نشده بود. یکی بود. یکی نبود. غیر از خدا هیچکس نبود.ا
http://vaaez.blogspot.com عکسهای مربوطه
- رای منفی به برکناری پروفسور ثبوتی، رئیس دانشگاه علوم پایه در این سایت :
هر جا سخن از افتضاح است، نام تیم ملی ایران میدرخشد
میدونین چرا زنبورا گل میخورن ؟ چون دروازه بان ندارن 
یاد اون روزها بخیر. وقتى من بچه بودم، مادرم یک تومن به من مى داد و منو به فروشگاه مى فرستاد و من با ٣ کیلو سیب زمینى، دو بسته نان، سه پاکت شیر، یک کیلو پنیر، یک بسته چاى و دوازده تا تخم مرغ به خانه برمى گشتم. اما الان دیگه از این خبرها نیست...
همه جا توى فروشگاه ها دوربین مدار بسته گذاشتن !!
جون هر کی که دوست داری اول سوالو بخون بعد جواب و نگا کن
باد می وزد
میتوانی در مقابلش هم بگوزی ، هم آسیاب بادی بسازی
تصمیم با تو است .. . .
پیشاپیش فرا رسیدن ماه زولبیا و بامیه
بیخوابی شبانه
گرسنگی روزانه
روزشماری ماهانه
پرخوری سحرانه
افطاری شاهانه
و توقع آمرزش سالانه
مبارک
متاسفانه با خبر شدیم هنرمند بزرگ سینما و تلویزیون جواد رضویان دیشب در سن 32سالگی در بستر خود شاشید !!
از امروز به بعد به افراد زیر ٢٠ سال اگه سلام دادین و مثل چــــــــــی بهتون نگاه کرد بدونین که رتبه کنکورش ۵٠٠٠٠٠ رو رد کرده 
خداوندا ما را کمک رسان تا مانند همسایه جدیدمان پولدار شویم تا یک عدد BMW 740Li که قیمت آن حدود 250 میلیون تومان است خریداری کنیم و در خیابانها با سرعت 280 کیلوگرم بر متر حرکت بنماییم و یک عدد چراغ زنون به نور بالای آن اضافه بفرمائیم .
ساکت نشسته بودم ، به اطرافم نگاه میکردم ، یکی انگشتشو تا زانو کرده بود تو دماغش ، یکی داشت ناخوناشو میخورد ، یکی داشت مگس میپروند ، دستمو گذاشتم زیر چونم به بغل دستیم نگاه میکردم که یهو خوابم برد تو خواب که بودم یه دختر خوشگل با صدای قشنگش بلند گفت : وقت گروه معماری تموم شده ، یهو از خواب پریدم دیدم مراقب میگه حاجی پاشو وقت کنکور تموم شده !!!
فقط تونستم بگم واااااااااااااای 
آخه چرا ؟
برا چی ؟
من موندم چیکار باید بکنم !!!
١ روز مونده به کنکور به آدم میگن کنکور داری ،آخه این کار درسته ؟
الان نشستم دارم درسامو مرور میکنم :دی
طبق آمارهای ارسالی از سازمانهای سیا و اف بی آی ٨٩% مردم ایران ساعت ١١ شب به بعد الاف تشریف دارن
طی بررسی ای که من و برو بچانها انجام دادیم ،فهمیدیم که عامل اصلی این الافی سریالی به نام فاصله هاست
اگر در دانشگاه قبول نمیشوید
اگر در دانشگاه ،استاد به شما نمره نمیدهد
اگر در مدرسه به شما زور میگویند
اگر در خیابان به شما مزاحم میشوند
اگر در منزل با شما بد رفتاری میشود
اگر با کسی دشمن هستید
اگر کسی به شما بدهکار است
و اگر های دیگر .......
راه حل تمامی مشکلات شما پیش ماست : لطفا اینجا کلیک کنید !!
من امروز فهمیدم که تو مملکت ما راه های مختلفی برای اوقات فراغت هست
دیروز من در کلاسهای شنا ثبت نام کردم و اوقات فراغتم پر شد
روی در ورودی نوشته بود
کلاسهای آموزشی از ساعت 5:30 الی 7 صبح برگزار میشود
* نفرین خدا بر استادانی که در دانشگاه آزاد به دانشجویان که درس 3 واحدی دارند نمره 6 میدهند که معدلشان بیاید بشود 57/11 *
لطف کن اول سوالات رو جواب بدی و بعد جواب ها رو ببینی....
خودتو رو هم گول نزن...
اما سئوالات !!
مسئله 1 - فرض کنید راننده یک اتوبوس برقی هستید. در ایستگاه اول 6 نفر وارد اتوبوس می شوند ، در ایستگاه دوم 3 نفر بیرون می روند و پنج نفر وارد می شوند . راننده چند سال دارد ؟
مسئله 2 - چه تعداد از هر نوع حیوان به داخل کشتی موسی برده شد ؟
مسئله 3 - این سوال حقوقی است . هواپیمایی از ایران به سمت ترکیه در حرکت است و در مرز این دو سقوط می کند ، بازمانده ها را کجا دفن می کنند ؟
_____________________________________________________--
مسئله 1 - راننده اتوبوس هم سن شما باید باشد . چون جمله اول سوال می گوید " تصور کنید که راننده اتوبوس هستید."
مسئله 2- هیچ . آن نوح بود که حیوانات را به کشتی برد و نه موسی
مسئله 3- بازمانده ها را دفن نمی کنند . آنها جان سالم بدر برده اند .
دوستانی از من سوالاتی پرسده بودن مه من بهشون جواب دادم
فرق یخمک با آتروپات در چیست؟ خب معلومه یخمک خوشمزه تره !
چرا لک لک موقع خواب یک پایش را بالا می گیرد ؟ خب اگه هر دو تا رو بالا بگیره، میفته !
اگر اسکلت از بالای دیوار بپره پایین چی میشه ؟ هیچ وقت این کار رو نمیکنه چون جیگر نداره!
شما هم میتونید سوالات خودتون رو از من بپرسید
با ما در تماس باشید
انیشتین برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه از راننده مورد اطمینان خود کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می کرد بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان شنوندگان حضور داشت بطوریکه به مباحث انیشتین تسلط پیدا کرده بود! یک روز انیشتین در حالی که در راه دانشگاه بود با صدای بلند گفت که خیلی احساس خستگی می کند؟
راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و او جای انیشتین سخنرانی کند چرا که انیشتین تنها در یک دانشگاه استاد بود و در دانشگاهی که سخنرانی داشت کسی او را نمی شناخت و طبعا نمی توانستند او را از راننده اصلی تشخیص دهند. انیشتین قبول کرد، اما در مورد اینکه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از وی بپرسند او چه می کند، کمی تردید داشت.
به هر حال سخنرانی راننده به نحوی عالی انجام شد ولی تصور انیشتین درست از آب درامد. دانشجویان در پایان سخنرانی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند. در این حین راننده باهوش گفت: سوالات به قدری ساده هستند که حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ دهد. سپس انیشتین از میان حضار برخواست و به راحتی به سوالات پاسخ داد به حدی که باعث شگفتی حضار شد!
آه یاد بگیرین - الکی انیشتین نشده که .
امروز جلو یه فروشگاه بزرگ 3 دهنه روی یک تیکه کاغذ شعری رو دیدم که نوشته بود
سیگار نخی نداریم / لطفا سوال نفرما
سلیک / از همین الان بهتون میگم که به طور سگ درصد شما توی این وبلاگ الاف تشریف دارین / بعدا هم نگین نگفتم
تو این وبلاگ از تخم آدمی زاد هست تــــــــــــــــــــــــا جونِ خاله گاوه
به علت کج دهن بودن وبلاگ از کودکان زیر 18 سال معزوریم حتی شما دوست عزیز